حكيم ابوالقاسم فردوسى
388
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
چون آن شاهِ به ، آن سخنان را از او بشنيد ، آن كيش و راه و آيين بهى را بپذيرفت « 1 » . پس برادر جنگ جويش - آن زرير فرّخ - كه ژنده پيل را نيز به زير مىآورد و نيز آن شاهنشاهى كه ديگر در بلخ پير گشته و گيتى بر دل ريش او تلخ شده بود و همهء سران و بزرگان و دانشوران و پزشكان و دانايان و دليران به سوى گشتاسپ - آن شاه زمين - آمدند و هيكل ببستند « 2 » و آن كيش را بپذيرفتند . ديگر آن فرّهء ايزدى پديدار و بدى از دل بدسگالان تهى شد و راه بتپرستى و آتش پرستى پراكنده گشت . دخمهها پر از نور ايزد شدند و نژادها از آلودگى پاك شد . پس گشتاسپ آزاده بر تخت بنشست و سپاهيان را به هر سوى كشور بفرستاد و موبدان را به گِرد گيتى بپراكند و به آن آيين ، آتشهايى را كه بر فرازشان گنبد بود ، بنهاد « 3 » . نخست آذر مهر برزين را نهاد « 4 » . بنگر كه در كشور چه آيينهايى نهاد . سرو
--> ( 1 ) - ر . ك . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 165 - 162 با دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 49 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 224 - 223 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 83 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 447 465 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 37 مجمل التواريخ و القصص ، ص 92 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 657 - 655 گرديزى ، زين الاخبار ، ص 51 - 50 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 145 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 92 ابن خلدون ، العبر ، ج 1 ، ص 182 - 181 ابن اثير ، الكامل ، ج 3 قبل از اسلام ، ص 114 - 105 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 506 ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 603 - 600 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 161 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 49 . گفته شده گشتاسپ در روز ششم فروردين يعنى نوروز بزرگ ، كيش زرتشت را پذيرفت . رساله ماه فروردين روز خرداد ، بند 26 در متون پهلوى ، ص 143 . غالب مورخان بر آن هستند كه كيش گشتاسپ و لهراسپ پيش از گرويدن ايشان به دين زرتشت ، دين صابيان يا ستاره پرستى بوده است . ر . ك . طبرى ، همان ، ج 2 ، ص 481 مسعودى ، التنبيه والاشراف ، ص 86 - 85 ثعالبى ، همان ، ص 163 ابن بلخى ، همان ، ص 49 ابن اثير ، همان ، ج 3 قبل از اسلام ، ص 147 . مؤلف صور الأقاليم به اشتباه آورده است كه زرتشت بجاى گشتاسپ به نزد لهراسپ رفت و معجزاتى نمود تا او را به دين خود در آورد . همان ، ص 90 . ( 2 ) - مراد از هيكل بستن در اينجا همان بستن كمربند كستى است كه مخصوص زرتشتيان مىباشد . ( 3 ) - تا زمان زرتشت ، آتشكدهها داراى سقف نبودند . ليك از اين زمان به بعد ، بر روى آتشها سقف يا چهار طاقى گذاشته شد . نيز روايت شده كه گشتاسپ بفرمود تا سكهاى بزنند كه بر يك روى آن نقش آتشكده و بر روى ديگر آن ، صورت او نقر شده باشد . ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 624 خواند مير ، مآثر الملوك ، ص 29 . ( 4 ) آتشكدهء مهر بُرزين يا بُرزين مهر بر فراز كوه ريوند در نزديكى نيشابور در خراسان جاى داشته است . آنجا را پشتهء گشتاسپان مىخواندهاند . ر . ك . بندهش ، ص 92 - 91 72 .